فقط تصورش کن:

هوای خنک و سبز تیره

صدای شرشر آب و جیک جیک

بوی نم بوی خنکی

صدای ساز دهنی

چک چک 

تخته سنگای جلبک زده

سبز سبز 

سایه ی درخت و دستای خورشید و تن من

ابرای سپید و پنبه ای 

نیلی آسمون

و آخرش یه نخ..........

/ 4 نظر / 12 بازدید
مهران

تصورش هم روح آدم رو تازه می کنه... به شرطی که تو یه همچین فضایی یه حشره مُصِر نباشه که حتما وارد دماغت بشه!

گلابتون

سلام سالگرد تاسیس بلاگت مبارک ایشاالله چرخش برات بچرخه[پلک]

فارغ

مخیله ام حسابی نوازش شد. سالهاست از این فضاها دورم . فضایی که کالبد وجودم را به طبیعت برگرداند. و اما آن نخ سیگار که گفتی چه زود تمام می شود...

چمران

یه نخ و سوزن که جورابتو بدوزی ؟ [نیشخند]