همان آخرهایش.........

توی قلبم

همان آخرهایش که معمولا شور می زند

یا

در بعضی مواقع همان آخرهایش که روشن است

انگار

یک لایه غبار که چه عرض کنم!!!!! یک لا یه بتون سیمانی غم و اندوه نشسته است!!!

خلاصه اینکه قبلم سنگین است.

همین و همین و همین.......

 

 

 

گیسو نوشت: واسه اولین بار سعی می کنم درکت کنم!!!!!!

/ 8 نظر / 18 بازدید
صبا

آره حسش هست برگشتم دوباره می خوام که بمونم هنوز هم همراهیم می کنی رفیق؟

ساده

خیلی زیاد اینجارو دوست دارم...خیلی

علی

بکن... بکن بریز دور این لایه‌های مزاحمو... سخته، ولی آخرش خوبه

miraa

تا وقتی درک نکنی جذابی که تلاش کنه بهت بفهمونه وقتی بفهمی دیگه برای چی بازم باید بمونه؟