هیچ

سال نو همگی خوش

شاد

پیروز

و پر از کامیابی

 

 

 

یادم به انشا نوشتنای دبستان افتاد

اون وقتا که اول انشاهامون می نوشتیم یه نام خدا قلم در دست می گیرم و

صفح ه های سفید را با جوهری سیاه پر می کنم و از این حرفا

اون وقتا مد بود این دری وریا

چه قد هم ذوق می کردیم

خدایا مرسی که تموم شد اون روزا

/ 4 نظر / 15 بازدید
neg

مرسی اومدی اونطرفیا ;)

miraa

واقعا خدا رو شکر یک ثانیه هم نباید زمان برگرده عقب

miraa

واقعا خدا رو شکر یک ثانیه هم نباید زمان برگرده عقب

کافه پیانو

نه کاش همون روزا بود کاش هنوز دری وری نویس بودیم کاش اون روزا تموم نمیشد کاش همون روزا مرده بودم...